ما را ز برای خود نمیخواهد کـــــس .... ما را همه از برای خود میخواهند
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۸۹ ساعت 14:47 توسط H.B
|
و این تولد من تولد تکرار توهم کنار من بیا مرا بشمار بچش کمی ز تنم بگیر این لب من و با غزل بچلان سپس بکن نشخوار دوباره زمزمه کن مرا و تلخی را حقیقتی که همیشه می کنی انکار بر استخوان که رسیدی خرچ خرچ بشکن دوباره زور بزن و هی بجو بسیار اگر که خسته شدی بایست ...راحت باش و لحظه های مرا به خاطرت بسپار تمام پیکر درهم مرا تف کن و این جنازه من است...جنازه را بردار...