این روزها گرفتار قرص های ریز و درشت کار ساز قلبم هستم

آرامش را در بسته های کوچکی می بینم که ضربات را تنظیم می کند تا یادم نرود گاهی نفسی می کشم برای زندگی،بزن ای قلب پاکم که تو نور چشم زنانی هستی که در وادی احساس سخن از مهر دارند،بزن تا نفسم بند نیاید در این بازار پرت روزگار که هر کسی ساز خود به دست دارد،گاهی اگر حوصله ات سر رفت تحمل می کنم دردی که در سینه ام بی وقفه می کوبی

(نیاز)