به چهار راه بعضی ها که می رسی همیشه چراغ قرمز است...
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13:10 توسط H.B
|
و این تولد من تولد تکرار توهم کنار من بیا مرا بشمار بچش کمی ز تنم بگیر این لب من و با غزل بچلان سپس بکن نشخوار دوباره زمزمه کن مرا و تلخی را حقیقتی که همیشه می کنی انکار بر استخوان که رسیدی خرچ خرچ بشکن دوباره زور بزن و هی بجو بسیار اگر که خسته شدی بایست ...راحت باش و لحظه های مرا به خاطرت بسپار تمام پیکر درهم مرا تف کن و این جنازه من است...جنازه را بردار...