فصل خواب

به چهار راه بعضی ها که می رسی همیشه چراغ قرمز است...


+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 13:10 توسط H.B  | 
و این تولد من تولد تکرار
توهم کنار من بیا مرا بشمار
بچش کمی ز تنم بگیر این لب من
و با غزل بچلان سپس بکن نشخوار
دوباره زمزمه کن مرا و تلخی را
حقیقتی که همیشه می کنی انکار
بر استخوان که رسیدی خرچ خرچ بشکن
دوباره زور بزن و هی بجو بسیار
اگر که خسته شدی بایست ...راحت باش
و لحظه های مرا به خاطرت بسپار
تمام پیکر درهم مرا تف کن
و این جنازه من است...جنازه را بردار...
  • خانه
  • پروفایل مدیر وبلاگ
  • پست الکترونیک
  • آرشیو وبلاگ
  • عناوین نوشته ها
نوشته‌های پیشین
  • آبان ۱۳۹۲
  • شهریور ۱۳۹۲
  • مرداد ۱۳۹۲
  • تیر ۱۳۹۲
  • خرداد ۱۳۹۲
  • اردیبهشت ۱۳۹۲
  • فروردین ۱۳۹۲
  • اسفند ۱۳۹۱
  • بهمن ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۱
  • آذر ۱۳۹۱
  • آبان ۱۳۹۱
  • مهر ۱۳۹۱
  • فروردین ۱۳۹۱
  • دی ۱۳۹۰
  • آذر ۱۳۹۰
  • فروردین ۱۳۹۰
  • اسفند ۱۳۸۹
  • دی ۱۳۸۹
  • آذر ۱۳۸۹
  • آبان ۱۳۸۹
  • شهریور ۱۳۸۹
  • مرداد ۱۳۸۹
  • تیر ۱۳۸۹
  • خرداد ۱۳۸۹
  • اردیبهشت ۱۳۸۹
  • فروردین ۱۳۸۹
  • بهمن ۱۳۸۸
  • دی ۱۳۸۸
  • آذر ۱۳۸۸
  • شهریور ۱۳۸۸
  • مرداد ۱۳۸۸
  • خرداد ۱۳۸۸
  • اردیبهشت ۱۳۸۸
  • فروردین ۱۳۸۸
  • اسفند ۱۳۸۷
  • آرشيو
پیوندها
  • دنياي شيرين ما
  • به کجا می رویم؟
  • فقط براي خنده
  • لبخند
  • همراهان
  • پسر مامان
BLOGFA.COM